
که امیدم بشکست
از تو هم دوری خواهم کرد
چون امیدم را شکستی
باز چرا؟
باز چرا میایی مرا خام می کنی
چرا؟
من از تو دلگیرم
تو دوباره مرا تو دوباره سوزاندی
اما من مثل شمع خاموشم

آه ستارگان کجائید که ستارگی بی مروت شده است
آه ستارگان بیایید که مرا دریابید
خیلی وقت بود آنلاین نشده بودم
حالا هم که شدم چیزی واسه گذاشتن ندارم![]()
اما خواستم بگم دارم اعتکاف میرم
اصلا توی این برنامه ها نیستم اما میرم ببینم چه جوره
به قیافمم نمیخوره اعتکاف برو باشم اما میریم ببنیم چی میشی![]()
به امید دیدار { حالا انگار یه ملت منتظر برگشت من هستن }
و او خستگی ندارد
او می تواند بنوازد
او زیباست
رنگارنگ تر از همیشه
پر نور تر از گذشته
گل ها جلوی وی زانو زده اند
خاک سجده گر نجابت اوست

اوست که چنگ می زند
اوست که گوش می دهد
زیر ماه او زیباست
و ماه از زیبایی وی غروب می کند
و من از صدای جنگ او به غرور می رسم
و من دوست دارم جزئی از او باشم
صدای چنگ به گوش می رسد
اوست که چنگ می زند

انگار تنها لحظه ای که آدم می تونه آدم باشه وقتیه که به مشکل بر می خوره
وقتی که یکی بهت پشت می کنه حتما یه مشکلی هست
اما همیشه غم باهات می مونه
هز کسی مثه نفر قبلی داره رد پای یه نفر رو می ره
بذار قلبت بزنه
بذار آراد باشی
فارق از هر دردی
اما خدا نکنه که اسیر بشی
اسیر یه بیگانه
شاید یه حادثه باشه
شاید یک اشتباه و شاید یک اتفاق خوب
اما مهم تر از اون اینه که تو عاشقی
توی این دوره زمونه که همه همدیگرو میشناسن یه دل سیر گریه خیلی می چسبه مگه نه؟
اونم فقط واسه یه نفر
شما تا حالا جرات کردین بگین عاشقین
چون بعضی ها بهتون می خندن
بعضی ها هم داغ دل خودشون تازه می شه
اما بالاتر از سیاهی رنگی هاست و اون هم رنگ امید
امیدوار باش به زندگی
اما یادمون باشه وقتی صبح میشه ستاره ها هستن
قصه ی ما به درک خواهد رفت
این درخت به فلک خواهد رفت
و دنیای عده ای خواهد شد
ولی اما کسی از خاک پرسید؟
او که نفرین شده ی قصه ی ماست
حاصل او این درخت بی حیاست
مثل يك نور تو ذهنم تصوير شد و شايد نه ، به يه واقعيت نزديكتر
تمام وجودشو توي لباش جمع كرد و اونو تقديم به من كرد
مثل يه خواب زيبا بود اما بود
ترسيدم نكنه دروغ باشه
نكنه ديگه نبينمش ، براي همين منم تمام احساسي كه در موردش داشتم توي لبام جمع كردم اما تا اينكه تومد تقديم بهش كنم گنگ شد ، دور شد
يه سايه شد
رفت
اما خوب يادم موند كه بعضي از احساس ها رو نميشه تصوير كرد ، نميشه گفت ، نميشه با يه حسه ديگه بيان كرد ؛ فقط بايد با تمام وجود از روي پاكي تقديم كرد

ساعتي پيش صدايم كردند ؛ كه تمناي نگاهت كم شده است و صداي خسته اي در تو طنين انداز است و همهي مردم را به جرم زيبايي گرفتند و آيا خدايا تواني هست.
انگار ملال آور ترين زمان بازي فرا رسيده است و شكوهي عظيم در پشت پرده اين بازي پنهان است، شايد در اين ميان آدمياني هستند كه فاخر از كلمه ي درد به زندگي ادامه خواهند داد و ميان سر در گمي هاي خود دست به آشوبي عظيم زده اند و فريادي مي زنند كه گويي غمي مادرانه دارند.
لحظه اي بعد صداي چرخيدن يك كليد درون قفل به گوش مي رسد و انگار مشكلات كليدي را براي باز كردن خود پيدا كرده اند و شايد ابر هايي كه به اين زيبايي هستند يك روز گريه خواهند كرد ولي مهم كليدي است كه مشكلي را وا مي كند نه ابري كه غمي را تازه.
همه احساس مي كنيم با باز شدن قفل راحتي را بهد از ميل كردن آفتاب ، بوق ، دود و صدا تجربه خواهيم كرد؛ اما يادمان رفته است اين جا دگر آن جا نيست و اين جا به گونه اي ديگر آفتاب ، بوق ، دود و صدا را با خود دارد و دردي را در حجمي كوچكتر اما عظيم تر از هميشه و حال بايد به سراغ نويسندگان رفت و شايد او آغوشي را براي نوشته هايش دارد ولي من چه ؟ ........... به احتمال فراوان من زنده خواهم ماند اما مهم اين است كه او مي ميرد؟او به نوشته اش و آغوش پدر و مرگ خود فكر مي كند. ![]()
کاش ما هنوز یک آریایی اصیل بودیم و هزاران ای کاش های دیگر.

میون خاطرات شب بوسیدن تو یه چیزه دیگست
آره از تو شنیدن . دنیای دیگست![]()
با تو راه رفتن رو ابرها آرزومه![]()
واسه تو عاشق شدم . دیگه نگیر بهونه![]()
نذار این جا تک و تنها از عشق بخونم![]()
نذار این جا واسه تو قصه بگویم![]()
چه دروغ و چه راست از بی تو بودن بگویم![]()
هر چی دارم ماله تو![]()
نه دروغ نگم . نصفش ماله تو![]()
اصلا خاطراتم . یادگاری های تو![]()
هرچی که از برای با تو بودن داره![]()
دوست دارم دوباره بشن حقیقت تو![]()
برد سومین همسر خودشو آنجلینا انتخاب کرده و آنجلینا هم بعد از داشتن دو بچه ی تنی و دو بچه ی نا تنی . بچه ی سوم خودش رو با بردی که پنج سال از خودش کوچیکتر به دنیا آورده
Brad Pitt With Angelina Jolie
ببخشید با یه مشکل رو به رو شده بودم
حالا که مشکلم حل شده دوباره اومدم آپ کنم
تا چند وقت دیگه حتما آپ می کنم![]()