ستاره
از امید دوری کن
که امیدم بشکست
از تو هم دوری خواهم کرد
چون امیدم را شکستی
باز چرا؟
باز چرا میایی مرا خام می کنی
چرا؟
من از تو دلگیرم
تو دوباره مرا تو دوباره سوزاندی
اما من مثل شمع خاموشم

آه ستارگان کجائید که ستارگی بی مروت شده است
آه ستارگان بیایید که مرا دریابید
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم آبان 1385ساعت 23:15  توسط بابك
|
